تبليغاتX
همراه با گروه آموزشی هنرناحیه2کرج

همراه با گروه آموزشی هنرناحیه2کرج

گروه آموزشی هنرناحیه2کرج

آيا ميدانستي؟

آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد
آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
آيا ميدانستي که سياره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد
آيا ميدانستي که زمين از حيث بزرگي پنجمين و از حيث فاصله با خورشيد ، سومين سياره منظومه شمسي است
آيا ميدانستي که کنگوکينشاسا همان کشور زئير ميباشد
آيا ميدانستي که زهر مار کبري بيشتر بر روي مراکز تنفسي اثر کرده و باعث خفگي صيد مي‌شود .
آيا ميدانستي که شاهنامه فردوسی
۷۵۰۰۰ بیت دارد .
آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند.
آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه.
آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند.
آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند.
آيا ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل مي‌كند و نوزادش از فاصله
۱۸۰ سانتي متري به زمين ميافتد.
آيا ميدانستي که
۱۳۰۰ كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد.
آيا ميدانستي رود دجله به خليج فارس ميريزد.
آيا ميدانستي که
۸۵% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند.
آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال
۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسيد
آيا ميدانستي که  سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت
۲۰۰ كيلومتر در ساعت پرواز کند
آيا ميدانستي که اولين اتومبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد
آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد
۸۲ برابر قدرت ديد انسان است
آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است
آيا ميدانستي هر
۵۰ ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشود
آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است
آيا ميدانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد حدود سه متر است
آيا ميدانستي زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند
آيا ميدانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند
آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود.
آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند
آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است.
آيا ميدانستي که در نقوش دیوار نگارهای همدان متعلق به دوازده هزار سال پیش صلیب شکسته نازیها دیده می شود.
آيا ميدانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيستند
آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر مي شود .
آيا ميدانستي که نظریه دهکده کوچک جهانی مک لوهان توسط ارد بزرگ رد شده است .
آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد
آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است
آيا ميدانستي که شبكه چشم
۱۳۵ ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد.
آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد.
آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است.
آيا ميدانستي طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است.
آيا ميدانستي که زیباترین مجسمه تاریخ ایران مجسمه برنزی نادر شاه افشار است .
آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند.
آيا ميدانستي که تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد انسان است
آيا ميدانستي چشم سالم انسان ميتواند ده ميليون رنگ را مختلف را ببيند و آنها را از يکديگر تميز دهد
آيا ميدانستي که فيل بالغ در روز بطور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف ميكند
آيا ميدانستي که اگر زني به كوررنگي مبتلا باشد، فرزندان پسر اوكوررنگ ميشوند
آيا ميدانستي كوههاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند ميشوند
آيا ميدانستي که همه نوزادان ميگو نر متولد مي شوند و بعد از چند هفته بخشي از نوزادان به ماده تبديل مي شوند
آيا ميدانستي وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن است
آيا ميدانستي حس بويايي انسان قادر به دريافت وتشخيص ده هزار بوي متفاوت است
آيا ميدانستي يك قطره آب داراي يك‌ صد ميليارد اتم است
آيا ميدانستي که تعداد افرادي كه سالانه از نيش زنبور ميميرند بيشتر از كساني است كه سالانه از نيش مار مي ميرند .
آیا می دانستی که ایرانیان اولین بار نمایش های همگانی (تئاتر) را اجرا نموده اند و همانها گریم و ساخت نقاب را در
۱۵ هزار سال پیش پایه گذارده اند.
آيا ميدانستي که خورشيد روزانه معادل صد و بيست و شش هزار ميليارد اسب بخارانرژي به زمين مي‌فرستد .
آيا ميدانستي که گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماند
آيا ميدانستي که حس بويايي خرس تقريبا صد برابر قوي تر از انسان است
آيا ميدانستي که تا قرن پنجم ميلادي متوسط عمر مردم اروپا از سي سال فراتر نمي‌رفت
آيا ميدانستي مغز فيزيكدان نابغه، آلبرت اينشتين پانزده درصد از حجم مغز انسان عادي بزرگتر بود
آيا ميدانستي تنها چيزي كه در اسيد حل نمي‌شود الماس است و فقط خيلي زياد آن را از بين مي‌برد
آيا ميدانستي که هنگام صحبت براي بيا ن هر كلمه هفتاد و دو ماهيچه به كار گرفته مي‌شود
آيا ميدانستي که اگر تكثير باكتري تا بيست و چهار ساعت ادامه يابد ، توده دو تني از يك باكتري بوجود مي آيد
آيا ميدانستي يك ميليون سياره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيرد
آيا ميدانستي که خرسها موجوداتي چپ دست هستند
آيا ميدانستي که هر يك ليتر بنزين معادل بيســــــــت و سه و نيم تــــــــن گياهان مدفون شده در قرنها پيش است
آيا ميدانستي که آلباتوس که يک نوع مرغ دريايي ست بلندترين بالها را دارد فاصله دو نوک بالهاي او تا دو متر ميرسد و درضمن آنها مي توانند در حال پرواز بخوابند
آيا ميدانستي کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هيماليا با تفاضل دويست و سه و هفت متر بلندترين کوه دنيا ميباشد
آيا ميدانستي هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا” بزرگ به زمين برخورد مي‌كند
آيا ميدانستي
۱۷ هزار نوع زنبور در جهان شناسايي شده است
آيا ميدانستي که بلندي شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به
۹۰ کيلو ميرسد
آيا ميدانستي که لاکپشت در بين جانوران جهان، طولاني ترين عمر را دارد و ممکن است تا
۱۵۰سال عمر کند
آيا ميدانستي که باز مهاجر، يا عقاب اردکي، تيز پروازترين پرنده است آنها مي تواند دقيقه اي چهار تا هشت کيلومتر پرواز کند
آيا ميدانستي که مرغ زرين بال کوچکترين پرنده است وزن نوع سرخ گلوي بالغ آن کمتر از وزن يک دو ريالي است
آيا ميدانستي که پروانه هرکول استرالياي که فاصله دو نوک بالهاي آن در حالت گسترده سي و پنج سانتي متراست، بزرگترين پروانه جهان است
آيا ميدانستي نيروي نگهدارنده در پاهاي عنكبوت که تعداد آنها هشت عدد مي باشد، حتي بر روي يك سطح صاف و صيقلي به اندازه اي است كه قادر است وزني معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل كند
آيا ميدانستي کنه که حشره اي ريز است، ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند
آيا مي دانستيد بيشترين سرعتي كه يك جسم مي تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود
۱۲۰ مايل در ساعت است و ديگر از اين سرعت تجاوز نمي كند، دليل اين امر اصطکاک هوا ميباشد
آيا ميدانستي که حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد
آيا ميدانستي که مساحت سطح کره زمين
۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است دبا مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد
آيا ميدانستي پل خواجو در زمان سلاطين صفويه در اصفهان ساخته شده است
آيا ميدانستي گوش و بيني در تمام طول عمر انسان در حال رشد ميباشد و بزرگتر ميشود
آيا ميدانستي نام پايتخت قرقيزستان بيشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است
آيا ميدانستي بيش از صد ميليــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسايي شده اند
آيا ميدانستي که اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد
آيا ميدانستي که آب دريا بهترين ماسک زيباي پوست است، البته بخاطر منيزيم و املاح معدني موجود در آب دريا ميباشد
آيا ميدانستي که بيشتر سردردهاي معمولي از کم نوشيدن آب ميباشد
آيا ميدانستي کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است
آيا ميدانستي اندونزي چهارمين کشور پر جمعيت دنيا بعد از چين و هند و آمريکا مي باشد
آیا میدانستی که بزرگترین سوسمارهای جهان رودخانه سرباز در سیستان و بلوچستان ایران است .
آیا میدانستی ایرانیان
۳ هزار سال پیش با پیل های الکتریکی بزرگ خانه های خود را روشن می کردند .
آيا ميدانستي که ايرانها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورند
آيا ميدانستي که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پيش لباس بر تن مي کرده است .
آيا ميدانستي که انسانهاي امروزي بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه مي کند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن ميکنيم و يک سومش را هم ميخوابد
آيا ميدانستي که قدیمی ترین شاهنامه در فلورانس زیر نظر پرفسور “پیر مونته سه “نگهداری می شود .
آيا ميدانستي که دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندي در پوسيدگي دندانهاي کودکان نقش دارد .
آيا ميدانستي که پروانه ها، چشم هاي مرکب دارند که تعداد آنها گاهي به هجده هزار مي رسد .
آيا ميدانستي که بي رحم ترين حشره دنيــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامي که حشـــره ماده از همسرش باردار مي شود، به آن نيش مي زند و همسر نيمه جان پس از جفتگيري غذاي لذيـذي براي حشــــــــره ماده مي شود
آيا ميدانستي که ما حتي در روزهاي ابري هم در معرض اشعه بنفش خورشيد مي باشيم ، بين هفتاد تا هشتاد درصد از اين نور ميتواند به راحتي از ابرها ردّ شوند.
آيا ميدانستي که بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع
۳۴ متر قرار دارد .
آيا ميدانستي که يک نوع پشه وجود دارد که در ثاتيه هزار بار بال ميزند.
آيا ميدانستي که نمک از پنج هزار سال پيش در سفره ما انسانها بوده است.
آيا ميدانستي که خطر بيماري قلبي و سرطان ريه در افراد غير سيگاري كه در خانه در معرض دود سيگار اطرافيانشان هستند، بيست و پنج درصد بيشتراز ديگران است.
آيا ميدانستي که ستارگان ابي داغتر از خورشيد و قرمز ها سردتر از آن هستند.
آیا میدانستی که گرم ترین نقطه جهان نقطه ای بنام گندم بریان در کویر لوت ایران با
۷۵ درجه گرما می باشد .
آيا ميدانستي که استرس تا
۵ برابر سيستم ايميني بدن را پايين ميآورد.
آيا ميدانستي که بزرگترین فیلسوف غرب “فردریش نیچه” می گوید راستگو ترین مردم جهان ایرانیان هستند .
آيا ميدانستيي که پيشاني انسان مرکز دماي انسان است يعني اگر شما دماي پيشانيتان را تغيير دهيد دماي بدنتان هم به همان انداره تغيير ميکند اين يکي از دلايلي است که وقتي ما مي خواهيم ببينيم که آيا تب داريم يا نه دستمان را روي آن ميگذاريم.
آيا ميدانستي که اگر روند شيوع سرطان درهمين حد بماند حدود سي و پنج درصد احتمال دارد كه شمادر طول زندگي تان به يكي از انواع سرطان مبتلا شويد.
آيا ميدانستي اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا
۹۷۰۰۰ كيلومتر ميشود .
آیا میدانستی که زیباترین کاریکاتور تاریخ ” یاد” نام دارد و طراح آن ارد بزرگ است .
آیا میدانستی ایرانیان در
۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند .
آيا ميدانستي که قويترين نيروهاي دنيا بترتيب عبارتند از : نيروي هسته اي ، الكترو مغناطيس و نيروي جاذبه.
آیا میدانستی که نادرشاه افشار تا بیست و پنج سالگی با مادرش برده و اسیر ازبکان بوده است .
آيا ميدانستي که
۱،۲۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ليتر آب بروي كره زمين وجود دارد كه اين مقدار در چرخه آب در گردش است
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:50  توسط علی تیموری  | 

نقاشی دیواری

نقاشی دیواری به عنوان یکی از اشکال هنری انسان درطول تاریخ همواره ازاهمیت خاصی برخوردار بوده ، تآثیر آن برزندگی انسان ازدیرباز تا کنون آنچنان پایدار وماندنی است که می توان گفت کمتر رشته هنری چنین تآثیری را داشته است، زیرا که خیلی ازرشته های هنری درمقاطعی از تاریخ بنا به ضرورت ومجموعه شرایط خاصی شکل گرفته ودر مقاطعی دیگر ازبین رفته یا کاربرد لازم خود را ازدست داده ا ند . اما نقاشی دیواری را می توان اولین زایش راستین هنری انسان درسپیده دم تاریخ هنر دانست . بطوریکه همچنان تا کنون تداوم وتآثیر خود را دربطن زندگی جوامع بشری حفظ کرده است . درتبیین دستاورد بزرگ انسان عصر سنگ- که جهان را با تصویر مجسم می ساخت تا برآن تسلط یابد – نباید ازیاد ببریم که هنر وی، به معنی واقعی واژه ، هنربوده است. آنچه اهمیت دارد این نیست که او تصویر آفرینی می کرد بلکه این است که تصاویرمزبوررا ماهرانه وزیبا می آفرید.
امروزه نقاشی دیواری ازنظر ایجاد تآثیرات قوی بصری وآفرینش زیبایی وهماهنگی فرم و ریتم ، نقش ارزشمندی درآثار معماری وزیبا سازی شهری دارد.
این رشته هنری اگر به درستی شناخته شود وبه درستی به اجرا درآید، با توجه به فضاهای زیبا وبا شکوهی که بوجود می آورد می تواند با هنر معماری تلفیق شود ، همچنین این توان واهمیت را درخود دارد که با مایه های فرهنگ و هنر وقوم وملتی درآمیخته وبه آن ارزش واعتبار والایی دهد.
هزاران سال پیش، انسان نخستین ، تصویر حیواناتی را که برای احتیاجات خود شکار می کرده وتصاویر آنها را بر دیواره محل سکونت شان ، یعنی درانتهای صخره غار نقاشی می کردند. آنان با اجرای اعمالی چون مراسم حمله به آن تصاویر، انگیزه خود را جهت شکار فردایشان بالا می بردند.
دراین باره "هلن گاردنر" ، محقق وتاریخ نویس معاصر چنین می گوید:
" شکارگر- هنرمند آن روزگار، غالبأ از سطوح نا منظم وطبیعی دیوارهای غار، برجستگی ها ، فرورفتگی ها ، شکافها و لبه های تیز آنها برای ایجاد تصویر حضور واقعی شکل های خود درآنجا به طرز ماهرانه ای استفاده می کرده است. ازبرآمدگی دیوار می توانسته است درچارچوب خطوط کناری یک گاو وحشی مهاجم برای نشان دادن بزرگی بدن این جانور استفاده کند. "
هنرمند غارنشین اولیه به کشف این حقیقت نائل آمد که آمیزه هایی ازموادی چون تنه وشاخسار های سوخته درختان، شیره گیاهان ، چربی های حیوانی، خاک های رسی وآب می تواند رنگ هایی پدید آورد که تقریبأ پایدار وبادوام باشد. آن هنرمندان اولیه با چنین ابزار وموادی درجهت برآوردن نیازهای معنوی خود این نقوش زیبای حیوانی وخوش حالت را به تصویر درآوردند.
ازآنجا که اجرای این آثار نه فردی بلکه بطور دسته جمعی توسط انسان های غارنشین اولیه کار شده است، برروی هیچ کدام ازاین آثار به جا مانده، اثری از امضاء یا نشانی ازهویت فردی هیچ هنرمندی دیده نمی شود. البته به جز موارد استثنایی که مثلا اثری از پنجه دست بردیوار نقاشی شده به جای مانده که شاید بتوان آن را ازهنرمند ساحر یا جادوگر آن دسته از غار نشینان به عنوان جزیی از ادای آیین شان دانست.
جالب توجه ترین آثار نقاشی دیواری مربوط به دوره پارینه سنگی را با قدمتی حدود 30 هزار سال مربوط به غارهای (آلتا میرا) واقع درشمال اسپانیا وغارهای (لاسکو) واقع درجنوب فرانسه است.
 
ایران
 
قدیمی ترین آثار نقاشی یافت شده درایران مربوط به دوران نوسنگی – حدود 8 هزارسال قبل ازمیلاد – بوده که برصخره های غار "دوشه" ودر"دره میرملاس" درمنطقه کوهدشت لرستان میباشد. این صخره نگاره ها صحنه های رزم وشکار با تیروکمان وحیواناتی چون اسب، بزکوهی وسگ را نشان می دهد که به شیوه ای ساده وابتدایی وبا ترکیبات مواد رنگی قرمز اخرایی، سیاه واندکی زرد توسط انسان های غار نشین با انگیزه اعتقادات جادویی آن منطقه کار شده است.
پرفسور گرشمین دراین باره چنین می گوید: " نقاشی های مزبور به وسیله ساکنین لرستان دردورانی که بشر به حالت گردآورنده آذوقه می زیسته است ترسیم شده است واین دوران مربوط است به چندین هزار سال پیش ازآنکه دره ها خشک شود وانسان بتواند ازکوهسار پایین آمده وبیرون ازکوهستان زندگی کند. "
پس از نظر پرفسور گرشمین، هیاتی مرکب از باستان شناسان خارجی وایرانی به منطقه لرستان اعزام شدند واظهار داشتند:
" نقوش روی صخره های لرستان شبیه نقوش مکشوفه درشرق اسپانیا دردوره های اخیر ومربوط به دروه ما قبل تاریخ است که عمدتا به صورت صخره های دسته جمعی ودرزیر صخره های عظیم که به حالت برجسته ، بردیوار غار قرار گرفته اند نقش شده است . خرده سفال های پیدا شده درآنجا دلالت برسکونت درجوار این برجستگی ها درغار دارد .
سبک این نقوش اکثرأ ذهنی کارشده وصراحت اغراق آمیز درنشان دادن پیکرها وحرکات آنها درعین سادگی، به بیان روشن موضوع ، که جنگ وگریز شکارچیان با حیوانات است یاری رسانده است.
 
1- حیدر زاده،پرویز، سیری درنقاشی دیواری ایران وجهان ، 1380، دانشکده هنرومعماری
2- گاردنر، هلن ، هنر گولار زمان، 1379 ، محمد تقی فرامرزی، انتشارات نگاه
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:12  توسط علی تیموری  | 

برج آزادی تهران

برج آزادی تهران رادر 24 سالگی طراحی کردم
حسین امانت طراح میدان آزادی

حمید رضا حسینی - برج آزادی که در زمان خود شهیاد نام داشت خیلی زود نماد دروازه گونه تهران و ترجمان معمارانه ایران مدرن شد، این بنا اکنون سی و شش ساله است و نماد انقلاب اسلامی تلقی می شود. فرسوده از گذر زمان و رنجیده از بی مهری کسان، خود را نیازمند مرمت می یابد. با این حال دست بردن در مجموعه ای که ایرانیان سخت بدان خو گرفته اند و خارجیان، ایران امروزی را با تصویرش می شناسند، کاری ساده و خالی از حرف و حدیث نیست.

شهرداری تهران مسؤول مرمت و بهسازی برج و میدان آزادی است و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور نظارت بر این کار را به عهده دارد؛ چرا که برج آزادی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

شهرداری بر این باور است که عملیات مرمت را "کاملا اصولی" به پیش می برد، اما سازمان میراث فرهنگی نظر متفاوتی دارد. چندی پیش خبرگزاری میراث فرهنگی (CHN) گزارش داد که کارشناسان این سازمان، پس از بازدید از کارگاه مرمت و بهسازی برج آزادی، در حضور سرپرست کارگاه گفته اند: "اقداماتی که تاکنون در جزیره برج آزادی به بهانه ساماندهی و مرمت انجام شده، مرمت نبوده، بلکه فاجعه ای دردناک در تاریخ ساماندهی آثار تاریخی است."

استفاده از واژه "جزیره" برای میدان آزادی، اشاره طنزگونه و تلخی است به قرار گرفتن این میدان در میان ترافیک سنگین ورودی غربی پایتخت و قطع ارتباط پیادگان با میدانی که طرحش ملهم از باغ های ایرانی است و در اصل برای پیاده روی ساخته شده است.

شهرداری نقشه های مرمت را برای تایید به سازمان میراث فرهنگی ارایه کرده و این سازمان نیز به نوبه خود خواستار تایید نقشه ها توسط مهندس ایرج حقیقی شده است؛ یعنی کسی که در زمان ساخت برج آزادی، مسؤول کارگاه برج بود. او اکنون به خارج از کشور سفر کرده است.

در این میان هیچ کس سراغ مردی را نمی گیرد که ایده چنین اثر بدیعی از ذهنش تراوش کرد، همان جوان ۲۴ ساله و تازه از دانشگاه درآمده ای که حالا از مرز ۶۵ سالگی گذر کرده و هزاران کیلومتر آن سوتر از تهران، نگران دست پرورده خویش است: حسین امانت.

 امانت که اینک در شهر ونکوور کانادا سکونت دارد، از معماران نوپردازی است که حتی اگر هیچ کاری غیر از طراحی برج و میدان آزادی انجام نداده بود، بازهم نامش در تاریخ معماری مدرن ایران جاودانه می ماند. اما او در کارنامه خویش، کارهای سترگ دیگری نیز دارد: طراحی ساختمان دانشگاه صنعتی شریف (۱۳۵۴)؛ ساختمان مرکز صنایع دستی سابق و سازمان میراث فرهنگی امروزی (کامل شده در سال ۱۳۶۳)؛ ساختمان سفارت ایران در پکن (کامل شده در سال ۱۳۶۲) و آثار دیگری که در سال های دوری از وطن و در کشورهای مختلف جهان ساخته شده اند.

او دعوت گفت و گو را صمیمانه پذیرفت و در اندازه ای که یک گفت و گوی تلفنی میان تهران و ونکور اجازه می دهد، از هویت برج آزادی و دغدغه هایش در این باره سخن راند. با این حال اذعان داشت که اگر بخواهد در هرمورد توضیح کامل بدهد، حاصل سخن، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. تنها امیدش این بود که سخنانش نزد آن ها که اکنون آفریده اش را در اختیار دارند، جدی گرفته شود. آیا این توقع بزرگی برای خالق برج آزادی است؟

برج آزادی  علاوه بر این که نماد شهر تهران و ایران مدرن شد، نماد انقلابی شد که در تقابل با نظام شاهنشاهی بود. چه قابلیت هایی را در این اثر می بینید که توانسته در مدت کوتاهی نماد دو موضوع متفاوت از هم باشد؟

آزادی طوری طراحی شده که معطوف به حقیقت، جوهره و عمق فرهنگ ایران است. یعنی با توجه به آنچه که در طول تاریخ بر سر ایران رفته و عظمتی که در تاریخ این کشور هست، ساخته شده. درست است که این کار در زمانی انجام شد که یک وضع سیاسی دیگری در ایران حکمفرما بود، اما وقتی من آن را طراحی کردم به تمام دوره های تاریخی و به آینده ایران فکر می کردم؛ نه به آن وضع سیاسی خاص.

البته اصلا فکر نمی کردم که آزادی این طور در دل مردم ایران نفوذ کند. آزادی درست مثل بچه ای بود که شما به دنیا می آورید و نمی دانید که او در آینده چگونه خواهد شد. این بچه بزرگ می شود و زندگی مخصوص به خودش را پیدا می کند که دیگر در اختیار شما نیست. آزادی هم همین طور شد و فکر می کنم به این خاطر در دل مردم جا باز کرد که خیلی ایرانی است و جوهره فرهنگ ایران را در خود دارد.

این جوهره فرهنگی که بر آن تأکید دارید، چگونه در ساختمان برج متبلور شده است؟ یعنی دقیقا چه مفاهیمی را در طراحی برج به کار گرفته اید و می خواسته اید چه پیامی را از طریق آن منتقل کنید؟

همان طور که گفتم این بنا به گذشته های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می خواستم جمع بندی خودم از اینها را در آزادی ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می شود.

در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می زند.

رسمی سازی هایی که بین این دو قوس را پر می کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می روید، یک چیز تازه ای می بینید.

در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده اند و این کار را با کمک رسمی بندی ها و مقرنس کاری های بسیار زیبا انجام داده اند.

در برج آزادی هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می چرخد و ۱۶ ضلعی می شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده است.

دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه ای اجرا می کند و ارتفاع آن از بام آزادی بیرون می زند و از بام دیده می شود که با کاشی های فیروزه ای معرق ایرانی پوشیده شده است.

مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود.

شما در زمان طراحی برج ۲۶ ساله بودید؟

خیر، ۲۴ سال داشتم و تازه از دانشکده معماری دانشگاه تهران بیرون آمده بودم.

خب، آدم وقتی برج آزادی را با این توصیفی که شما گفتید، می بیند، متوجه می شود که این اثر حاصل درک عمیقی از سنت های تاریخی و هنر و معماری ایران در دوره های مختلف است. چطور یک جوان ۲۴ ساله به این درک رسیده بود؟

من از کودکی در خانواده ای بزرگ شدم که عاشق فرهنگ ایران بود و در یک مکتب فکری پرورش پیدا کردم که می گوید زیبایی های دنیا در هر کجا که باشد، متعلق به همه دنیاست و هنرمند باید به همه این زیبایی ها مراجعه کند.

وقتی کوچک بودم، یک روز پدرم مرا به تخت جمشید برد. وقتی از پله های تخت جمشید بالا رفتم، عظمتی را دیدم که قلب من را برای همیشه از آن خودش کرد. تجربه ای بود که هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم و فکر می کنم کارهایی که بعدا در زمینه معماری انجام دادم، بیشتر به این تجربه و حس مربوط می شود. یک مقدارش را هم شما به حساب شانس بگذارید .

اگر اجازه بدهید، بپردازیم به مسایلی که امروزه گریبانگیر برج آزادی است. در حال حاضر دست کم سه عامل به عنوان عوامل خطرزا برای برج آزادی مطرح شده؛ یکی نفوذ رطوبت حاصل از آبیاری چمن های میدان به پایه های بنا و احتمالا فونداسیون؛ دوم آلودگی شدید هوا ناشی از تردد خودروها و فعالیت کارخانجات بزرگ در غرب تهران؛ و سوم بار سنگین ترافیک در میدان آزادی و لرزشی که تردد خودروها ایجاد می کند. هر کدام از این عوامل را چقدر آسیب زا می دانید و مقاومت برج در برابر آن ها چقدر است؟

همه این عوامل خیلی مهم است. از آنجا که بخش های زیر زمینی میدان خیلی بزرگ است، صدمه دیدن عایق ها یعنی قیرگونی دیوارها و سقف ها و نفوذ رطوبت مساله ای جدی است که باید فورا به آن رسیدگی شود. چون نفوذ آب در طول زمان، بتن را ضعیف می کند.

من عکس هایی را از آزادی دیده ام که نشان می دهد لای سنگ ها گیاه سبز شده و فکر می کنم هر ساختمانی هرچقدر که محکم باشد، اگر مدتی به آن نرسند - که در این ۳۰ سال گذشته این طور بوده - خراب می شود. در مورد رشد گیاهان در لابلای سنگ ها واقعا نگران هستم؛ چون ریشه گیاه سنگ ها را خرد می کند.

برای مرمت آزادی باید توجه داشت که این بنا چطور طراحی شده و چه تکنیک هایی در ساخت آن بکار رفته است. این بنا سنگ هایی دارد که در قسمت پایین برج 3.2 متر طول و 1.6 متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشانی است که به نظر من یک کار بی نظیری انجام داده اند. چون آن وقت که ما آزادی را می ساختیم، هیچ کس برای پول کار نمی کرد و برای همه، این یک کار عاشقانه ای برای مملکت بود.

این سنگ ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبیده اند و پشت آنها یک سطح خشن است که روی آن نلغزند. ولی هر سنگی کنار سنگ دیگر با یک ماده قابل انعطاف بندکشی شده است. چیزی شبیه به لاستیک که قابل انعطاف است. ماده ای است به نام FlEXIBLE SEALANT . حالا اگر بخواهند در جریان مرمت از سیمان برای بندکشی استفاده کنند، این کار باعث شکستن سنگ ها می شود. به خاطر این که در گرمای تابستان و سرمای زمستان سنگ ها و بتن زیر آن ها مرتبا منبسط و منقبض می شوند و اگر درزها قابل انعطاف نباشد، همگی خرد می شوند.

این را هم بگویم آقای مهندس ایرج حقیقی که الان در ایران هستند و مهندس کارگاه برج بودند، یکی از بهترین کسانی هستند که در مورد مرمت آزادی می توان به ایشان مراجعه کرد.

آلودگی هوا چطور؟

آلودگی هم مسأله مهمی است و وضع اسیدی هوا روی سنگ های برج اثر می گذارد. سنگ های شهیاد که مرمر جوشقان هستند، اصلشان آهکی است و از آلودگی هوا آسیب می بینند.

به نظر من راه حل اساسی این است که ترافیک اطراف میدان را کم کنند، اما نباید جریان رفت و آمد قطع شود. حتما باید اتومبیل از آن اطراف رد شود و زندگی در آن جا جریان داشته باشد تا بنا زنده بماند. ولی به نظرم تردد وسایلی مثل اتوبوس و کامیون و تعداد زیاد اتومبیل باید بررسی و محدود شود. ضمنا نباید کاری کنیم که اتومبیل ها یک مانع و دیواری در مقابل شهیاد بوجود بیاورند و مانع بشوند که مردم به سوی میدان بیایند. یعنی در طرح های شهری خیابان های میدان، باید سعی کرد مردم راحت به باغ وسط برسند.

در مورد لرزش ناشی از تردد خودروها که اشاره کردید، باید بگویم آزادی آنقدر محکم ساخته شده که نباید پایه هایش با این حرف ها بلرزد. مهندس مشاوری که آزادی را طراحی کرده، یک از بهترین ها در دنیاست.

بنا محکم است، ولی هر بنای خیلی محکم هم اگر زیرش خالی شود، می خوابد. من نمی دانم اطراف آنجا چه اتفاقی می افتد، اما فکر می کنم باید خیلی مواظب بود.

الان شهرداری تهران در حال بازسازی محوطه میدان آزادی است و ممکن است در جریان این کار برخی عناصر و اجزاء میدان دگرگون شوند. آیا طراحی میدان آزادی پیوستگی ضروری با برج دارد، یعنی اگر دخل و تصرفی در طراحی میدان صورت بگیرد ، به کلیت طرح و مفاهیم آن یا حتی ساختار معماری اش لطمه خواهد خورد؟

قطعا همین طور است. نقوشی که در میدان هست و باغچه ها و گل کاری ها را شکل می دهد، از طرح داخلی گنبد مسجد شیخ لطف الله اصفهان الهام گرفته شده؛ منتها هندسه دایره گنبد تبدیل به بیضی شده است.

روابط لوگاریتمی جالبی در هندسه و ابعاد گنبد مسجد شیخ لطف الله هست که دانش عمیق ریاضی معماران ایران در دوره های گذشته را نشان می دهد. اگر این طرح که در میدان استفاده شده به هم بخورد، ایده اصلی کار از بین خواهد رفت.

طرح آب نما و فواره ها هم ملهم از باغ های ایرانی است. همین طور شیب میدان با دقت و به منظور خاصی طراحی شده، حد ارتفاع برج آزادی ۴۵ متر است؛ چون نزدیک فرودگاه مهرآباد قرار گرفته و نمی شود بلندتر از این ساخت. ولی من می خواستم وقتی به بنا نزدیک می شوید به طرف بالا بروید، در حالی که بالا بردن بنا ممکن نبود.

ما برای این که مشکل ارتفاع را حل کنیم، یک سرازیری در میدان بوجود آوردیم. یعنی شما از طرف فرودگاه که وارد میدان می شوید به شکل سرازیر به برج نزدیک می شوید و می رسید به آن آب نمای دایره شکل و وقتی به بنا نزدیک می شوید، دوباره بالا می آیید.

زمین زیر برج کاملا صاف است. این صافی و آن شیب میدان وقتی به هم می رسند، خط های قوسی جالبی را ایجاد می کنند که نمی شود به آنها دست زد. در بازسازی میدان باید به این ظرایف توجه کرد.

در عکس هایی که دیده ام، کاشی کاری شیارهای نمای اصلی و روی گنبد اغلب خرد شده است. این اشکال کاشی معرق ایرانی است که که می دانید از تکه های کوچکی که کنار هم می گذاریم، تشکیل شده و در زمستان با نفوذ برف و باران یخ می زند، می شکند و فرو می ریزد.

امروزه با پیشرفت تکنیک کاشی، رفع این مشکل که در اغلب بناهای قدیمی مشاهده می شود، ممکن است. امیدوارم در تعمیر این کاشی کاری ها نهایت دقت انجام شود که طرح اصلی آن که الهامی مدرن از نقوش سنتی ایرانی است، محفوظ بماند و تغییر نکند.

غیر از این موارد، توصیه دیگری هم به متولیان بازسازی میدان آزادی دارید؟

من شنیده ام که مدت زیادی است آزادی به روی مردم بسته شده که البته به خاطر تعمیرات است. ولی این کار نباید زیاد طول بکشد. چون وقتی بنا تعطیل می شود، از بین می رود. نگهداری مداوم بنا مستلزم فعالیت در آن است.

داخل آزادی از نظر مرمت کار زیادی ندارد و چون داخلش بتن لخت است، همیشه نو است و کافی است که آن را تمیز بکنند. اما حیف است که به این بنا رسیدگی نکنند و درهایش به روی مردم بسته باشد .

غیر از برج آزادی برخی بناهای تاریخی تهران مثل سر در باغ ملی، شمس العماره و ساختمان موزه ملی ایران خیلی شاخص هستند و تا حدودی نمادهای شهری به حساب می آیند. اما بناهای دهه های اخیر مثل مصلای تهران، ساختمان کنفرانس سران کشورهای اسلامی یا ساختمان کتابخانه ملی نتوانسته اند این شاخصه و وجه نمادین را پیدا کنند. به نظر شما چه عناصری در این بناها مفقود است که نمی توانند نماد شهری باشند؟

یک کتابخانه هدفش این است که مردم بروند آن جا و از کتاب ها استفاده کنند، همین طور بناهای دیگر هر کدام به منظور خاصی ساخته شده اند، اما همان طور که اشاره کردید، می توانند نمادین هم باشند. مانند بناهای دوره صفویه در اصفهان.

معماری دنیا در حال تحول خیلی سریع است و معماران در هر کجای دنیا به تکنولوژی و امکاناتی دست پیدا کرده اند که قدرت انتخاب زیادی به آنها می دهد.

دیگر مثل دوره صفویه نیست که فقط آجر داشتند و قوس می زدند و همواره هماهنگی در کارشان بود. بعضی از دوران ها در تاریخ دنیا مثل بهار شکفتگی هستند و در آنها گل های زیادی پرورش پیدا می کند؛ مثل رنسانس در تاریخ اروپا یا دوره سلجوقی و صفوی در تاریخ ایران.

الان وضعیت به خاطر فنون و مصالح جدید عوض شده و مدتی طول می کشد تا این پختگی پیدا شود. در چین هم همین آشفتگی ها وجود دارد. دوران آزمایش است.

من وقتی ساختمان مرکز صنایع دستی یعنی سازمان میراث فرهنگی فعلی را می ساختم، استفاده های بی مورد و عجیب و غریب از قوس ها و مقرنس ها در معماری ایران خیلی زیاد شده بود. من در آنجا با مراجعه به سنت معماری ایران یک گنبد رسمی بندی شده آجری را درست کردم تا بگویم هنوز هم می شود با تکیه بر گذشته یک کارهایی کرد. ولی این بنا نیز آن جنبه نمادین را ندارد، چون هدف دیگری داشته است.

یک وقت هایی اثر دنیای پیشرفته بر ما خیلی زیاد است و بدون این که بدانیم چه کار داریم می کنیم، به تقلید از دیگران می پردازیم. ولی به طور کلی فکر می کنم معماران ایرانی، معماران بسیار خوبی هستند. متأسفانه من کارهای اخیری را که همکارانم در ایران کرده اند، ندیده ام تا اظهار نظر کنم.

اگر دوباره به شما پیشنهاد دهند که یک بنای یادبود و نمادین برای تهران طراحی کنید ، یادبود چه چیزی را می سازید و چه مفاهیمی را در ساختار آن بکار می گیرید؟

می دانید، یادبود مربوط است به آنچه بر یک فرد یا یک جامعه ای گذشته؛ یک چیزی است که وقتی آن را می بینید فکر می کنید چه خبر بوده است. من یک دوره با توجه به آنچه در طول تاریخ بر سر ایران رفته، کاری را انجام دادم. اما تا مأمور کار دیگری نشوم نمی توانم بگویم آن کار چیست.

باید مأمور بشوم تا مثل بچه ای که می گویند مشق بنویس، یک مدتی در شور و التهاب باشم و سختی بکشم. باید یک مقداری دعا و مناجات داشته باشم تا متمرکز شوم و از درون این تمرکز یک فکری بیرون بیاید. باید مأمور بشوم تا توکل کنم.

آیا این مناجات و توکل برای طراحی آزادی هم وجود داشت؟

البته، البته، وقتی می خواستم این کار را انجام بدهم، دعا کردم؛ چون می دانستم که به تنهایی نمی توانم کاری بکنم. آزادی را ساختم تا بگویم ایران از دوران سخت گذشته می گذرد و به آینده ای درخشان می رسد. در این تردیدی نیست          منبع :عصر ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:1  توسط علی تیموری  | 

شعر زیر سروده شده توسط خانم طاهره مرادی سرابشهری یکی از دانش آموزان دبیرستان منطقه ی تدریس سابقم در همایشی این شعر را خوانده اند مرا بسیار تحت تاثیر قرار داد امیدوارم مورد پسند واقع شود برای این دانش آموز نیزآرزوی موفقیت دارم

یادم آید یک غروب سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

دوره گردم کهنه قالی می خرم

دست دوم جنس عالی می خرم

گرنداری کوزه خالی می خرم

کاسه وظرف سفالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول سال است ونان در سفره نیست

ای خدا شکر ولی این زندگی است!

بوی نان تازه هوش از ما ربود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

چهراش دیدم که لک برداشته

دست زیبایش ترک برداشته

سوختم دیدم که بابا پیر بود

بدتر از او خواهرم دلگیر بود

دوره گردم کهنه قالی می خرم

کاسه وظرف سفالی می خرم

خواهرم بی روسری بیرون دوید

آی آقا سفره خالی می خرید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 11:8  توسط علی تیموری  | 

چند داستان

روزي نادرشاه با يك خار كن از عرفاي نجف ,ملاقات كرد.نادر شاه به سيد هاشم رو كرد و گفت:شما واقعا همت كرده ايد كه از دنيا گذشته ايد. سيد هاشم با سادگي تمام گفت:بر عكس ,همت را شما كرده ايد كه از آخرت گذشته ايد.

پيش از آنكه سقراط را محاكمه كنند از وي پرسيدند: بزرگترين آرزويي كه در دل داري چيست؟ پاسخ داد: بزرگترين آرزوي من اين است كه به بالاترين مقام آتن صعود كنم و با صداي بلند به مردم بگويم : اي دوستان چرا با اين حرص و ولع بهترين و عزيزترين سالهاي زندگي خود را به جمع كردن ثروت و سيم و طلا مي گذرانيد در حاليكه آنگونه كه بايد و شايد در تعليم و تربيت اطفالتان كه مجبور خواهيد شد ثروت خود را براي آنها باقي بگذاريد, همت نمي گماريد؟

در مورد ميكل انژ گفته اند: در رابطه با وي نوشته اندكه وي اغلب اوقات روز مشغول كار بود و معني خستگي را نمي فهميد. غذايش نان خشك بود. شايداين غذا را براي آن انتخاب كرده بود تا وقت عزيزش زياد صرف خوردن نشود. وي اغلب اوقات نه تنها در هنگام روز، بلكه حتي درژهنگام شب كار مي كرد و با لباس كار مي خوابيد تا هر وقت بيدار شود مشغول كار گردد. وي گفت: اگر مردم مي دانستند كه براي احراز مقام استادي چه رنجها برده ام،از ديدن شگفتي هاي هنرم متعجب نمي شدند.

مي گويند ابليس، زماني نزد فرعون آمد در حاليكه فرعون خوشه اي انگور در دست داشت و مي خورد.ابليس به او گفت: هيچكس مي تواندكه اين خوشهء انگور را به مرواريد خوش آب و رنگ مبدل سازد؟ فرعون گفت: نه. ابليس با جادوگري و سحر، آنخوشهء انگور را به دانه هاي مرواريد خوشاب تبديل كرد. فرعون تعجب كرد و گفت: آفرين بر تو كه استاد و ماهري. ابليس سيلي اي بر گردن او زد و گفت: مرا با اين استادي به بندگي قبول نكردند، تو با اين حماقت چگونه دعوي خدايي مي كني؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:11  توسط علی تیموری  | 

تاریخچه ی نوروز

 

نـوروز، جشن شكوهمـند ایران باستان، گــویای پیـشینه ی تابناك میهن ما و جلوه ای مهم از فرهنگ غنی قـوم ایران است.

نوروز كه قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن روسـت كه یك قــرارداد مصنـوعی اجتماعـی و یا یك جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان اســت و روز شادمانـی زمین، آسمان، آفتاب، جــوشِ شگفتـنـی ها و شـور زدن ها و سـرشـار از هیجان هر آغاز.
نوروز گذشت زمان و دگرگونی های دوران را شاهد بوده و پیوسته با آمد و رفت الهام بخش خود پایان فصلی دیگر را به ساكنـان این سرزمین كهنسال اعلام كرده است. نوروز، تجدید خاطــره بـزرگـــی است. خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. گذشت سال هــای دراز نه تنها از شكوهمندی سنّتهای نوروزی نكاسته بلكه روشنگر این واقعیت بوده كه بزرگ داشت نوروز و گرامی داشتن سنتهای آن با احساس و اندیشه ایرانی، پیوند ناگسستنی یافته است.

عظمت و شكوه خیال انگیز این جشن ملی، پرنده فــكر ایـرانی میهن پرست و علاقه مند به سنتهای دیرین را در عــالم بی انتهای اندیشه به پرواز در آورده و به سوی گذشته هایش می كشاند.

ابوریحان بیرونی در (التفهیم) در پاسخ به این سوال كه: نـــوروز چیست؟ می نویسد: « نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو، نام كردند زیـرا كه پیـشـانی سال نو است و آنـچه از پس اوست از این پنج روز، همه جشنهاست و ششم فروردین ماه نوروز را بزرگ دارند، زیرا كه خسروان بدان پنج روز حق های خشم و گروهـان بگزاردندی و حاجت ها روا كـردنـدی، آنـگاه بدین روز ششم خلـوت كردندی، خاصگان را و اعتقاد پارسـایان اندر نـوروز نخستین آنست كه اول روزی است از زمانه و بدو فلك آغازید گشتن.»

نوروز نامه منسوب به خیام آمده اســت كه: « سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چـون دانستند كه آفتاب را دو دور بـوده یكی آن سیصد و شست و پنج روز و ربــعی از به اول دقیـقه حمـل باز آید، بـه همان وقت هر روز كه رفته بود بدین دقیـقه نتواند آمدن چـه هـر سال از مدت همی كم شود، چون جمشــید این دو را دریـافت انوروز نام نهاد و جشــن آیـین آورد. پـس از آن پادشاهـان دیـگر مردمان بدو اقتدار كردند.»

ابوریحان در آثار الباقية، می نویسد: « برخی از علمای ایران می گویـند: سبـب این كـه ایـن روز را نـوروز می نامند این است كـه در ایـام تهمورث صـائبه آشكار شدنـد و چون جمشید بـه پادشاهی رسید دین خود را تجدید كرد و این كار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز را كه روز تازهای بود، جمشید عید گرفت.»

در آثار پیشینیان آمده است كه، این جشن را نــخست جمشید برپا كرد. گویند در این روز جمشید بـه جنگ دیـوان رفت و آنان را فرمانبردار خویش ساخت. جمشید در این روز بر تختی نشست كـه دیوان آن را می بردند و بـا آن به یك روز راه از دماوند به بــابـل رسید. مردم در تعجب شدند و آن روز را جشن گرفتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:40  توسط علی تیموری  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:29  توسط علی تیموری  | 

هنرهای تجسمی و دستی

 

از نشانه هاي حيات ، سلامت ، پويايي وكارآمد يك جامعه ورشد وبلوغ فكري هرملت ياسازمان وارگاني ، وجود استعدادهاي بكر وبالقوه اي است كه به محض ايجاد زمينه هاي مساعد وهرفرصت مغتنم همانند بذرهاي مرغوب افشانده برزمين مناسب علائم درخشش و بروز وظهور آن ازكرانه هاي دورچشم هر بيننده اي راخيره مي كند

وجود استعدادهاي ناب انساني ، سرمايه هاي ارزشمند وبي بديلي هستند كه اميد به افق هاي روشن رادردل هرفرد علاقمند به آينده كشور زنده وفروزان مي كند .

لذاملتي زنده وسعادتمند خواهد بود كه بتواند هم استعدادهاوتواتمنديهاي خويش رامصروف بارورنمودن اين جوانه ها وايجاد زمينه هاي مساعد براي حفظ وپرورش نيروهاي خلاق ، مبتكروعلاقمند و معتقد جامعه خود بنمايد وهميشه دراولويت زندگي اجتماعي خود قرار دهد . برهمين اساس نظام آموزش وپرورش ونيز همچون سايراجزاي پيكره يك نظام زنده درراستاي تحقق اهداف وانجام رسالت ارزشمند و متعالي خويش سعي دارد ازهرفرصتي براي كشف رشد و پرورش ونيز سمت وسو دادن استعدادهاي نهفته وذخائرگرانبهاي معنوي جامعه جهت هنر افزايي وخودباوري نسل آينده ساز خود، تصميم وگسترش وانتقال ميراث فرهنگي وهنري استفاده نموده وبراي ساختن جامعه ايده آل موردنظرخوتلاش نمايد                          

مسابقات هنرهاي دستي وتجسمي باهدف تقويت انگيزه وافزايش مهارت دانش آموزان به منظورارتقاء سطح آگاهي ازهنرهاي مذهبي ،هويتي ، ملي ،سنتي وحفظ ميراث فرهنگي گذشتگان كشف پرورش خلاقيت هاي هنري وفطري نهفته دردانش آموزان هنرمند درسطح كشوربرگزار ميگردد تاضمن اهتمام درغني سازي اوقات فراغت وطرح اشتغالي بتوانيم نسل امروز راباهنرهاي ناب آشناكنيم وبه ترويج وگسترش اين هنرهاي اسلامي بپردازيم تاآينده سازان اين مرزوبوم بتوانند به خلق بهترآثارهنري روي آورند .

گرايش هاي هنرهاي تجسمي ودستي عبارتنداز:

طراحي  ( مداد ، ذغال ، قلم فلزي ، آبمركب  )

نقاشي     ( رنگ روغن ، مدادرنگي ، آبرنگ ، پاستل و گواش )

نقاشي ايراني  ( نگارگري  ، تذهيب ، تشعير ، نقش قالي  )

خوشنويسي   ( خط نستعليق ، نسخ ، شكسته نستعليق ، ثلث ، نقاشي خط )

گرافيك  ( تصويرسازي  ، پوسترسازي ، طراحي آرم )

كاريكاتور -  عكاسي -  عكاسي ديجيتال و گرافيك رايانه اي

هنرهاي دستي :

قاليبافي – گليم بافي  -  جاجيم بافي – نمدمالي – قلم زني – خاتم كاري – ميناكاري – مشبك كاري – منبت كاري ( چوب ، فلز ، سنگ ) معرق كاري – سفالگري – كاشيكاري – گلابتون دوزي – پته دوزي – ظريف كاري – خلاقيت – سازسازي

 

در هفته های آینده هر یک از بخشها را تعریف می کنم

به هر یک از رشته های نام برده شده که علاقمندید در قسمت نظرات مرا مطلع سازید تا بتوانم مطلب جامع و کامل مفیدی را در اختیارتان قرار دهم .

منتظرم ... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:21  توسط علی تیموری  | 

طراحي قلم فلزي :

طراحي قلم فلزي  :

اين قلم به نام قلم فرانسه معروف است قلم موهاي فلزي معمولي شامل يك نوك فلزي است كه به بدنه چوبي ياپلاستيكي سوارمي شود وهريك ازنوك هاي فلزي قلم فلزي راميتوان براين بدنه سوار كرد وبامركب خطوط متنوعي ايجاد كرد 0 باتراكم وتجمع خطوط ميتوان تيرگي وروشني راايجاد كرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:18  توسط علی تیموری  | 

كاريكاتور

بازنمايي اغراق آميز كنش ياويژگيهاي اشخاص به منظور آنكه مضحك جلوه كنند  . به طورمعمول ، چون وسيله اي براي هجو وطعن اجتماعي وسياسي به كاربرده ميشود وبامبالغه كردن درخصوصيات قيافه يك فرد ميتوان شباهت رابارزترنمود وازموضوعات اجتماعي سياسي وتبليغاتي بهره مي گيرند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:17  توسط علی تیموری  | 

پوسترسازي

پوسترسازي  -  گونه اي از هنرگرافيك است كه اعلان يا آفيش وتراكت نيزگفته ميشود كه ميتواند درزمينه هاي فرهنگي هنري سياسي واجتماعي  - ورزشي وبويژه امور تبليغات كاربردفراوان دارد وتوده مردم ازاين طريق باشكركتهاوموسسات وادارات ارتباط برقرار مي كنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:11  توسط علی تیموری  | 

نقاشی رنگ روغن

يك نوع نقاشي كه رنگدانه هاي آن باروغن تركيب شده و حلال آن مواد تينري ( تربانتين ، تينر ، نفت و ....) و روغن بزرك نيز ميباشد غالبا"اين نوع نقاشي رابايد ايستاده انجام داد وسطح بوم بايد عمودباشد كه روي بوم نقاشي كه ازيك كلاف چوبي روي آن باپارچه هاي متقالي پوشانده شده نقاشي مي كنند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:10  توسط علی تیموری  | 

کنتراست های رنگ

زماني كه از كنتراست سخن مي گوييم ممنظور تفاوتهاي آشكاري است كه بين دو اثر رنگ مقايسه شده مي تواند ديده شود.وقتي كه چنين  تفاوتهايي به بالا ترين درجه خود برسند مي گوييم: كنتراستها قطبي يا قطري هستند. بنابراين  بزرگ- كوچك، سفيد- سياه، سردگرم در منتها درجه شان كنتراستهاي قطبي ناميده مي شوند.

رنگها و خصوصيات رنگى آنها،از جمله، تاريكى و روشنى رنگها، تضاد در رنگها از نظر فام رنگى، سطوح بزرگ و كوچك رنگها، فاصله سطوح رنگى از چشم،كيفيت رنگها و غلضت آنها،همگى درچگونگى "عمق" و

فضاى اشيا ٍٍ و جلوهً آنها از نظر "اندازه" و"فاصله" موثر است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:7  توسط علی تیموری  | 

طراحي آرم :

 

آرم به معناي نشانه ولوگو وعلامت ونشانه اي مشخص و معرف دولت ، اداره ، مؤسسة ، كارخانه ومانندآن ويابازنماي گرافيك ازيك مارك صنعتي ياتجاري وياقرهنگي مي باشد دسته اي ازآرم هافقط ازعناصرزباني استفاده ميكنند ( يك نام يك ياچندحرف ) كه آنهارانوشتاري گويند ودسته ديگرباتركيب عناصرشمايلي طراحي ميشوند كه آنهاراآرم شمايلي مي ناميم ودسته سوم ازتلفيق عناصرشمايليونوشتاري ساخته شده اند كه آنهاراآرم تلفيقي مي ناميم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 13:56  توسط علی تیموری  | 

صنايع‌دستي

 
صنايع‌دستي يكي از بسترهاي بروز خلاقيت و آفرينش هنري و فرهنگي است.

صنايع‌دستي از ديرباز به مثابه يك فعاليت توليدي ضروري براي تهيه كالاهاي مورد نياز خانوارها، جنبه‌هاي توليد يك كالا را با ذوق صنعتگران در هم‌آميخته است تا ضمن تأمين نيازهاي معيشتي، جلوه‌اي از ذوق و هنر و توانايي‌هاي ذهني و جسمي صنعتگر را به نمايش بگذارند. ذوق و هنري كه برخوردار از يك پشتوانه فرهنگي است و با گذشت سال‌ها و آموختن‌ و تجربه اندوزي‌، همچون سرمايه‌اي پنهان از چشم، در متن رفتار و گفتار انسان‌ها بروز يافته است. تلفيق دو جنبه توليدي و هنري در صنايع‌دستي سبب شده كه اين هنر -صنعت در دسته‌بندي‌ها و تقسيم‌بندي‌ها بر سر دوراهي صنعت- فرهنگ قرار گيرد.

در تعريف صنايع‌دستي به ويژگي‌هاي گوناگوني اشاره شده است كه از جنبه‌هاي سازمان توليد، ابزار و شيوه‌هاي توليد، نوع و ويژگي محصولات توليد شده و كيفيت، به آن پرداخته شده است، ولي يكي از اين ويژگي‌ها كه بيانگر ماهيت فرهنگي و هنري است تكرارناپذيري است. يعني هر يك از دست ساخته‌هاي يك صنعتگردستي، متفاوت از دست ساخته‌اي ديگر است كه حاصل هنر و ذوق و فن صنعتگر در زمان آفرينش آن دست ساخته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 13:22  توسط علی تیموری  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 13:52  توسط علی تیموری  | 

اگر خدا تو را به سوی پرتگاهی برد ، به او اعتماد کن ، زیرا یا از پشت تو

را می گیرد ویا پرواز کردن را به تو می آموزد...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 13:44  توسط علی تیموری  | 

هنری

 
  کمال الملک یا محمد غفاری در تهران زاده شد ولی سال‌های کودکی خود را در کاشان گذراند. در نوجوانی به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون زیر نظر علی اکبر خان مزین الدوله آغاز به هنرآموزی کرد. ناصر الدین شاه به هنگام بازدید از این مدرسه کار او را پسندید و وی را به دربار فراخواند. دیری نگذشت که شاه به او لقب «نقاش باشی و پیشخدمت حضور همایونی» داد. (۱۲۶۱ ش) فعالیت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسیار مقبول افتاد و از این رو لقب «کمال الملک» گرفت. پرده معروف به تالار آینه از جمله مهم‌ترین آثاری بود که در این سال‌ها به وجود آورد. پس از کشته شدن ناصر الدین شاه کمال الملک برای مطالعه به اروپا رفت. (۱۲۷۶ ش) مدتی بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید؛ و در موزه‌ها به رونگاری از آثار استادانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت. او به دستور مظفر الدین شاه به ایران بازگشت (۱۲۷۹ ش) و کار در دربار را ادامه داد، ولی عملاً نتوانست با خواست‌های شاه جدید کنار بیاید. به عراق رفت و چند سالی را در آنجا گذرانید. (۱۲۸۰ تا ۱۲۸۳ش) پرده‌های زرگر بغدادی (۱۲۸۰ ش) و میدان کربلا (۱۲۸۱ ش) را به هنگام اقامتش در عراق نقاشی کرد. او اگرچه به مشروطه خواهان متمایل بود (پرده علیقلی خان بختیاری (سردار اسعد) گواه آن است) در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نداشت. در سال‌های بعد مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. در این مدرسه با کوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت که زبده‌ترین شان خود استادانی در مکتب او شدند. سرانجام به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد، از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید (۱۳۰۶ ش) و به ملک شخصی خود در حسین آباد نیشابور کوچید. (۱۳۰۷ ش) در آنجا بر اثر حادثه‌ای از یک چشم نابینا شد؛ اما تا سال‌های آخر زندگانی به نقاشی ادامه داد. کمال الملک از همان آغاز فعالیت هنری اش تمایلی قوی و آشکار به روش و اسلوب طبیعت گرایی اروپایی داشت. با ظهور کمال الملک وظیفه‌ای جدید برای نقاش دربار معین شد. او می‌‌بایست رویداد ها، اشخاص، ساختمان ها، باغ‌ها و غیره را همچون عکاسی دقیق ثبت کند تا به عادی‌ترین مظاهر زندگی و محیط درباری سندیت تاریخی بخشد. بی سبب نیست که کمال الملک در این دوره اغلب پرده هایش را با افزودن شرحی درباره موضوع رقم می‌‌زد. (مثلاً: طبیعت بیجان با گلدان و پرنده شکار شده، ۱۲۷۳خ) با این زمینه فکری و هنری کمال الملک به اروپا رفت. هدف او شاید فقط ارتقای سطح دانش فنی اش بود. ولی در موزه‌ها آثار استادان رنسانس و باروک را دید و شیفته آنها شد. منطقاً او به لحاظ فرهنگی، ذهنی و سابقه هنری آمادگی رویارویی و احتمالاً بهره گیری از جنبش‌های دریافتگری (امپرسیونیسم) و پسا-دریافتگری را نداشت. اما زیبایی‌شناسی کلاسیسیسم رنسانس و سبک و اسلوب بغرنج هنرمندانی چون رامبراند را نیز به درستی درک نکرد (چنان که مثلاً در هیچ یک از نقاشی‌های کمال الملک و شاگردانش نشانی از آشنایی با اسلوب لعاب رنگ کاری به چشم نمی‌خورد.) با این حال آکادمی گرایی در او قوت گرفت؛ و هنگامی که به ایران بازگشت بیش از پیش به هنر دانشگاهی سده نوزدهم وابسته شده بود. حتی بعداً در بازنمایی موفقیت آمیز برخی موضوع‌های اجتماعی نیز از این وابستگی رهایی نیافت. او اساساً چهره نگار و منظره نگار بود؛ و در تک چهره‌هایی چون «سید نصرالله تقوی» قابلیت و مهارت خود را به حد کمال نمایان ساخت. کمال الملک با کوشش‌های خود در مقام نقاش و معلم پاسخی متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه اش به ضرورت تحول هنری جامعه داد. بازتاب این کوشش‌ها در ذهن مردم خصوصیات اخلاقی، نحوه زندگی و واقعه کور شدنش از او یک مرد افسانه‌ای ساخت. از جمله دیگر آثارش: دورنمای صفی آباد (۱۲۵۳ ش)؛ عمله طرب؛ حوضخانه صاحبقرانیه (۱۲۶۱ ش)؛ منظره آبشار دوقلو (۱۲۶۳ ش)؛ مرد مصری (۱۲۷۵ ش)؛ فالگیر یهودی؛ دهکده مغانک (۱۲۹۳ ش)؛ تک چهره خود هنرمند (۱۲۹۶ ش)؛ تک‌چهره صنیع الدوله؛ نیمرخ هنرمند (۱۳۰۰ ش)؛ منظره کوه شمیران (۱۳۰۱ ش). سرانجام محمد غفاری (کمال الملک) در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ درگذشت. نسخه اصل تعدادی از تابلوهای مشهور کمال الملک در کاخ گلستان در معرض نمایش قرار دارد

[ویرایش] فهرست آثار

آثار کمال‌الملک از سال 1290خ تا زمانی که چشمش آسیب دید:

1- مرد برهنه 2- دورنمای دماوند 3- دورنمای دیگری از دماوند 4- آخوند رمال 5- تصویر نیم‌تنه ناصرالدین‌شاه 6- تصویر مشهدی ناصر 7- زن پای چراغ 8- خانه سنگی 9- خانه دهاتی 10- دورنمای دیگری از باغ مهران 11- کپیه از تابلوی مزین‌الدوله (تابلو میوه) 12- سن ماتیو 13- کپیه تیسین 14- رمال بغدادی 15- تصویر عضدالملک 16- دورنمای مغانک 17- پیرمرد (ناتمام) 18- مصری 19- تصویر دیگر مصری 20- فانتن لاتور 21- کبک بی‌جان 22- تصویر نیم‌تنه اتابک 23- صورت جوانی کمال الملک 24- رمال 25- تصویر کمال‌الملک در حال تبسم 26- زرگر 27- صورت کمال‌الملک با کلاه 28- بن‌زور 29- پرتیه 30- صورت دیگری از کمال‌الملک با شنل 31- تصویر زن(مداد) 32- زری یراقی‌های جهود 33- صورت دیگری از جوانی کمال‌الملک 34- زنجیری 35- تصویر زن (که با همکاری گوردیجانی کشیده شده) 36- تصویر مرحوم ذکاء الملک 37- تصویر رامبراند 38- تصویر دیگری از کمال‌الملک 39- دورنمای چراغ‌برها 40- بازار مرغ فروش‌ها 41- صورت سردار اسعد 42- قالیچه صورت رامبراند 43- قالیچه صورت کمال الملک 44- قالیچه دورنمای منظره‌ای از شمیران 45- تصویر مرحوم حاج نصرالله تقوی 46- قالیچه دورنمای یاخچی‌آباد 47- کپیه رافائل 48- کپیه تابلوی دیگری از تیسین 49- کپیه ونوس 50- تصویر مظفرالدین شاه 51- تصویر احمد شاه 52- تصویر کمال‌الملک (آبرنگ) 53- تصویر مولانا (آبرنگ) 54- عرب خوابیده (آبرنگ) 55- حوض صاحبقرانیه 56- تکیه دولت 57- دورنمای پس قلعه 58- دورنمای زانوس 59- تالار آیینه 60- دورنمای لار 61- صورت ناصرالملک 62- تصویر پسر ناصرالملک 63- تصویر مشیرالدوله 64- تصویر وثوق‌الدوله 65- تصویر ضیع‌الدوله 66- پرنده الوان (آبرنگ) 67- دورنمای شهر از پشت‌بام صاحبقرانیه 68- دورنمای کوه شمیران از پشت‌بام مدرسه (ناتمام) 69- قالیچه منظره خیابان شمیران 70- زن 71- کپیه باسمه فرنگی (به دستور احمدشاه) 72- کپیه باسمه‌ای دیگر (به دستور احمدشاه) 73- نوازنده‌ها 74- تصویر ایستاده یکی از پیشخدمت‌های دربار 75- نیم‌تنه یکی از درباریان (آبرنگ) 76- بازار کربلا 77- منظره آبشار دوقلو 78- منظره حوض و فواره قصر گلستان 79- تصویر میرزاعلی‌اصغر خان اتابک (نیم تنه) 80- تصویر میرزا علی‌اصغرخان (تمام قد) 81- تصویر آقاعلی‌معین‌الحضور (آبرنگ)

[ویرایش] روزشمار زندگی کمال‌الملک

  • 1226: تولد کمال الملک در تهران
  • 1226: سفر به کاشان در شش ماهگی
  • 1234: سفر به تهران برای تحصیل
  • 1235: ورود به مدرسه دارالفنون
  • 1242: ورود به دربار به دستور ناصرالدین شاه
  • 1255: گرفتن لقب نقاش‌باشی

1258*: گرفتن لقب نقاش‌باشی خاصه

  • 1262: ازدواج با زهرا خانم
  • 1263: به دنیا آمدن دخترش نصرت
  • 1267: متهم شدن به دزدی، هنگام کشیدن تابلوی تالار آیینه
  • 1269: گرفتن لقب کمال‌الملک از ناصرالدین شاه
  • 1272: آغاز به آموختن زبان فرانسه
  • 1273: سفر به اروپا و اقامت در ایتالیا
  • 1274: ورود به پاریس 1276: دیدار با مظفرالدین شاه در فرانسه
  • 1277: چاپ زندگی‌نامه کمال‌الملک در روزنامه شرافت، شماره شصت
  • 1277: بازگشت به ایران و گرفتن نشان درجه اول و حمایل سبز مخصوص دربار
  • 1278: سفر به عراق، هم‌زمان با سفر مظفرالدین شاه به خارج
  • 1280: بازگشت به ایران و تمارض مصلحتی به سکته
  • 1285: مرگ مظفرالدین شاه و خوب شدن سکته استاد!
  • 1287: پیشنهاد تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه به دولت
  • 1296: درگذشت پسرش حسینعلی خان
  • 1297: درگذشت همسرش
  • 1298: درگذشت مادرش حدود
  • 1300: نابینا شدن یک چشمش
  • 1302 تا 1306: درگیری کمال‌الملک با وزرای معارف دولت وقت
  • 1306: استعفا و آغاز بازنشستگی و اقامت در حسین‌آباد نیشابور
  • 1319: درگذشت کمال‌الملک
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 10:19  توسط علی تیموری  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:47  توسط علی تیموری 

تکنیکهای نقاشی
تکنیکهای نقاشی عبارتند از :
رنگ زنی غلیظ
آبرنگ
لعاب دادن
نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند)
نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد.
سایش و نقاشی نقطه ای
فوماتو
سامی – ای
کلاژ
نقاشی بر روی تخته
نقاشی یا اسپری « گرافیتی )
(نقاشی) با مواد جدید
نقاشی یا کامپیوتر

حلال های رنگ
حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند. برخی از آنها عبارتند از :
رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب
رنگ اکریلیک
سایه روشن
رنگ انگشتی
مرکب
پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل
تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ)
رنگ مومی
آبرنگ

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 15:10  توسط علی تیموری  |